تبلیغات
در حصار ذهن - درس هایی از جام جهانی
پنجشنبه 26 مرداد 1385  12:08
توسط: یاشار
نوع مطلب: طنز ،

از این به بعد موضوع طنز هم به موضوعات این وبلاگ اضافه شد. حالا یکی نیست به من بگه وبلاگت خیلی زود به زود آپدیت می شه، موضوع جدیدم اضافه می کنی! عرض شود که... خوب... ما اینیم دیگه! البته اسم این موضوع یه جور گول زنکه، هدفم بیشتر این بود که با دیدن مطالبی که تو این گروه طبقه بندی شدن، متوجه بشین که بعد از خوندن اون مطلب باید بخندین، حالا چقدرش مهم نیست، مهم اینه که خودتون با زبون خوش همکاری کنین، وگرنه... حالا فعلا به ادامه ی برنامه توجه داشته باشین، تا بعد!
چند وقتی هست که از تموم شدن جام جهانی می گذره، (دقیقا یه ماه و یه هفته). بگذریم از این که علیرغم پیش بینی خیلی ها (از جمله خودم!) ایتالیا قهرمان شد. اما من خودم به تنهایی و بدون کمک هیچ بنی بشری، (به خدا راست می گم!!) یه درس هایی از جام جهانی گرفتم... باور نمی کنین؟ خوب پس ادامه ی این مطلب رو بخونین. البته این مطلب رو نگه داشته بودم واسه خودم، ولی بعد از تساوی دیروز مقابل سوریه، گفتم بذارم تو وبلاگ شاید یه کم دلم خنک شه!!


درس هایی از جام جهانی


1-  از کوزه همان برون تراود که در اوست...
من از قدیم یه نظریه داشتم که حالا کم کم لا اقل واسه خودم داره اثبات می شه. اونم این بود که سبک فوتبال بازی کردن هر کس (یا فرض کنین هر تیمی)  به نوعی منعکس کننده ی روحیات درونی اون شخصه. (یا شما فرض کنین اوضاع داخل مملکتی!). خوب واسه اثباتش مثال فراوونه، فقط کافیه یه کم به ذهنتون فشار بیارین! [برای جلوگیری از هر نوع پیشامدی، عواقب پیدا کردن مثال، به عهده ی خواننده می باشد!]

2- بهرام که گور می گرفتی همه عمر...
درس مهمی که من از بازی های تیم ملی ایران و حواشی بعد از بازی ها گرفتم این بود که هیچ وقت فکر نکنین که جایگاهی که بعد از یه عمر دویدن بدست آوردین رو هیشکی نمی تونه ازتون بگیره، اصلا همین طرز فکر باعث می شه که یه ملت فحشتون بدن!! یه نکته ی قابل ذکر دیگه هم این که بعضی وقتا مهم نیست که کارشناس فوتبال باشین، نماینده مجلس باشین، سخنگوی وزارت خارجه باشین، یا جعفر آقا بقال سرکوچه ی ما، به هر حال شما هم حق دارین در مورد مسائل داخلی تیم ملی کشورتون نظر بدین، حتی اگه دستتون رسید دخالت هم بکنین! مگه کسی حرفی زده؟!

3- فلفل نبین چه ریزه، هنوز لگدشو ندیدی...
این قسمت رو با لهجه ی جنوبی بخونین : "فِک نکن اسمت فیگوئه ازت می ترسم ها! همچی بزنم تو دهنت که برق از سرت بپره! به اون بچه سوسول هم که اسم خودشو گذاشته رونالدو بگو اگه تو رونالدویی منم روبرتو کارلوسم! فهمیدی کا؟!!"
خوب منم اگه یه روز حالمو این طوری می کردن تو قوطی، بعدا اگه می پرسیدن می گفتم اون روز بدترین خاطره ی زندگیم بوده!!

4- وقتی تو آسمون یک چهارم ستاره نداشته باشی...
قدیمیای ما یه حرف هایی زدن که تا دنیا دنیاست و توپ فوتبال توی زمین می چرخه مو لای درزش نمی ره! مثل این جمله که گفتن تقدیر هر کسی رو پیشونیش نوشته. خوب، رو پیشونی اسپانیا هم نوشته که هیچ وقت جزو چهار تیم آخر نمی شه! حالا هی خوب بازی کن و هی قشنگ گل بزن، وقتی گفتن نمی شه لابد نمی شه دیگه!

5- گهی پشت به زین و گهی زین به پشت...
تیمی که تو جام قبل به کمک داورا شد چهارم جهان، این بار به لطف همون داورا از کشوری که تو دنیا معروف به بی طرفیه باخت و حذف شد! خوب به داور گفته بودن بی طرف باش، اونم طرف بی طرفا رو گرفت دیگه! نکته ی جالب این که سوییس تنها تیم تاریخ جام جهانی بود که بدون باخت و گل خورده حذف شد! (سوییس در ضربات پنالتی مقابل اوکراین حذف شد).

6- مهمون حبیب خداست... البته اگه به ما ببازه!
این جام جهانی نشون داد که تمرینات و بدن سازی خوب، استفاده از سیستم های ابتکاری و نوین، بازی کاملا تاکتیکی و بازیکنای تکنیکی و طراز اول، کافی نیست تا یه تیم بره فینال. (حتی اگه اسمش آرژانتین باشه!) بعضی وقتا امتیاز میزبانی از همه ی اینا موثرتره! (البته بعضیا معتقدن ترس مربی بوده، ولی خوب، اینجا منم که تصمیم می گیرم! شرمنده!!)

7- آفتابه لگن هفت دست، تاکتیک ماکتیک یوخده!
صرف اینکه اسم یه تیم برزیل باشه و کلی رونالدو و رونالدینیو و روبینیو و چند تا اوی دیگه داشته باشه، دلیل نمی شه که کاپ قهرمانی رو بدن دستش! حتی برزیل هم بدون یه مربی خوب و برنامه ریزی مناسب، (با اون همه اویی که گفتم!) تو جام جهانی سوسک می شه، اون وقت تکلیف ما که کلی علی دایی تو تیممون داشتیم، مشخصه!

8- نرود شوت آهنین در گل... یا مهمون حبیب خداست، حیف که زورمون بهش نمی رسه!
وقتی یه تیم، دفاع آخری مثله کاناوارو و دروازه بانی مثله بوفون داشته باشه، حتی امتیاز میزبانی هم کاری از دستش بر نمی آد! حالا هی از پشت محوطه جریمه شوت کن، آخرش دقیقه ی 120 دو تا گل می خوری حالت گرفته می شه دیگه!

9- نترس از آن که های و هوی دارد، از آن بترس که سر بی موی دارد!
اگه یه نفر خیلی آدم سر به زیر و محجوب و مهربونی باشه، دلیل نمی شه که سوءاستفاده کنی و هرچی از دهنت در اومد نثارش کنی، یه وقت دیدی یه چیز براق و صافی زارت اومد تو شکمت!

10- بزک نمیر بهار میاد، یه تیم باوقار میاد.
و در آخر این که هنوزم دور٬ دور بازیه دفاعیه. [ای لعنت به این یونان که این مدل بازی رو مد کرد!] خلاصه اگه قرن پیش قرن فوتبال زیبا و تهاجمی بود، مثل این که این قرن٬ قرن بازی دفاعی و ضد فوتباله! پس فعلا لاک دفاعی رو حال کن، گلزن خوب سیری چند؟!!

   


نظرات()   

در حصار ذهن

ای خوشا سرو که از بند غم آزاد آمد