تبلیغات
در حصار ذهن - یلدا بازی در وبلاگستان!
جمعه 8 دی 1385  11:12
توسط: یاشار
نوع مطلب: یادداشت ،

بر خلاف تصمیمم مبنی بر نوبلاگیدن تا بعد از کنکور (البته از نوع ارشد!!) بنا به دعوت فائزه وارد بازی یلدا بازی می شوم! گرچه الان یه هفته ای از یلدا می گذره... اما خوب! به هر حال سر رشته ی بازی رو اینجا می تونین پیدا کنین...

چون برای این یادداشت وقت کمی دارم هرچی الان به ذهنم می رسه رو می نویسم.... شاید نکات مهمتری رو سهوا یا عمدا از قلم انداخته باشم!!

۵ تا نکته ای که احتمالا خواننده های وبلاگم در مورد من نمی دونن:

۱- علاوه بر عشق نوشتن و سرودن٬ عشق شدیدی به موسیقی و آهنگ سازی دارم٬ ولی تا حالا حتی به اندازه ی یه خط نت هم موسیقی کار نکردم!

۲- خوب حتما از روی نکته قبلی میشه اینو فهمید که آدم تنبلی هستم٬ به طوری که علاقه ی شدید به انجام کاری٬ انگیزه ی کافی برای شروع رو به من نمیده (خودمم نفهمیدم چی شد!!) بنابراین معمولا ابر و باد و مه و خورشید و فلک و سایر عوامل پشت صحنه باید دست به دست هم بدن تا کاری رو شروع کنم! البته اینم بگم که در مقابل٬ حس وظیفه شناسی خفنی دارم که اگه کاری رو شروع کنم تا تمومش نکنم آروم نمی شم!

۳- بر خلاف تصور اکثر دوستان هم دانشکده ایم٬ اصلا دانشجوی درسخونی نبودم. می تونین از اساتید محترم بپرسین!

۴- نگاه به قیافه ی معصوم و شاد و شنگولم نکنین (به عرض دوستانی که هنوز موفق به زیارت روی ماه بنده نشدن برسونم که علاوه بر اینکه چیزی رو از دست ندادین باید بگم که خیلی هم شانس آوردین!) یه دل دارم دریای غم که ساحل نداره!! (مخصوصا این اواخر!)

۵- به نظر خودم و خیلیای دیگه شعرام آبکیه٬ داستانهام بی سر و تهه و طنزام بی نمک. البته بعضی ها هم با نظر من مخالفن. منم که همیشه به نظر مخالف احترام می ذارم چه جور! اونم همچین نظرایی!!

خوب در انتها هم طبق قوانین باید ۵ نفرو به ادامه ی بازی دعوت کنم. البته چون یه کمی دیر شده ممکنه که این افراد قبلا دعوت شده باشن. (یکی دو نفرو که می دونم دعوت شدن دیگه نمی نویسم) :

با آرزوی موفقیت در زمستان ۸۵!

   


نظرات()   

در حصار ذهن

ای خوشا سرو که از بند غم آزاد آمد